تبليغاتX
خر نوشت - به امير.ي كه آن روز حرف ها زديم با هم.....
اندک جایی برای زیستن...
 

به تخم اش نيست روزگار

كه تنهاي تنها

گز مي كني كوچه ها را.

امير.ي بوده اي

هرگز اما امير يل نبوده اي  كه

يك تن(=هزار كيلو) خستگي را هر روز

از بوق سگ تا دين روز

با خود اين ور و آن ور ببري !!

زندگي مان را صرف مي كنم:

به گا رفتم.

به گا رفتي.

به گا رفتیم.

به تخم اش هم نيست روزگار.....

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 21:24  توسط حمید هامون  |